حالم از خودم به هم می خوره
یه مـدته خیلی عصبی شُدم ..فوری نسبت به یه موضوع جبهه میگیریم!!با یه حرف کوچیک از کوره در میرم..خودمم خسته شُدم .نمیدونم چمه ..
خُـدایـااااااااامن چه مرگمه :-اس
سلام ملکُم اینـا !! خوبین اینـآ D: ، چه خبـر اینـا ؟
کلاسـای تابستونم شـروع شُـده ..روزای دوشمبه ،سه شمـبه ،چهـارشمبه از 9 تـا 7 کلاس دارم البته 1 تا 4 بیکـارم تُ دانشگـا ..روز دوشمبه که تهطیل بود ،سه شمبه هم استاد بود دانشجو نبود یه کلاس م دانشجو بود استاد نبود ، کلاس بعد از ظهر هم همه شون بودن من نبودم D: منم تو اون گـرما رسمن بـا سگ همزاد پنـداری میکـرد مD: هر چی فُش هم بـلد بود نثـار کردم به درُ دیوار ..مشکل که یکی دوتـا نیس وختی میخوام برگردم مـاشین هم پیـدا نمیشه ..آخخخخ منم حرصم در میـاد شهـر به شهـر باید ماشین بگیرم تا برسم خونهS-:
چهـارشمبه کلاسـا شروع شد استـاد اقتصادمون کلی حـال داد اول بهم گُف چرا دیروز نبودی گفتم کلاس صبح م تشکیل نشد منم ریسک نکـرد تو این گرمـا واسه کلاس بعد از ظهـر وایستم ..بچه این شهـر هم نیستم . گُف میدونم سخته رفتُ آمـد تون تازه شم امتحـاناتون م تو ماه مبـارک میُ فته نگـران نمـره نبـاش آآآآآی من حـال کردم [انگـار یه خـ ر تی تاپ دادن D: ] قــررررررررررررربون آدم چیز فهم D:
تو دانشگـا هر کی منُ میبینه میخواد بـدونه من ریـاضی مُ چن گرفتم !! هُشکی هم بـاور نمیکنه من فقط نمـره قبولی گرفتم !!!که تازه همونم نمیگـرفتم "-:
شمـا هم میخواین بـدونین ؟تعارف نکنین آ D: بگم بگم :))
خُ میـان ترم که استـادمون داش ورقه هـا رو پخش میکرد گفت این امتحـان فقط جهت آشنایی ِ اینـا کلن تو حرفاش فهمونـد نمـره ش تاثیر نـداره ..من اونجـا بـازم سگ شدم :D خُ روزه جمه مـا رو ساعت 12 کشونده دانشگـا بعد میگه نمـرش تاثیر نـداره ..روزه جمه هم اصن مـاشین گیر نمیآد واسه برگشت دیگه چه برسه سر ظهـر هم بآشه !!منم مثِ یک مـرد از جـام پـاشُدم ورقه مُ خـالی دادم D: گفتم حداقل تو گرما از ماشین نمونم .بچه هـا هم میگفتن نمرش تاثیر نـداره پایان ترم از 20 نمره امتحـان میگیره امـا این استادم نامردی نکردُ بر خـلاف همیشه ش از 14 نمره امتحـان گرف:((،برعکس همه امتحـانام پشتِ هم افتاده بود یهنی 24 ساعتم وخت نـداشتم درس بخونم امـابلد بود امـا سر امتحـان خوابم میومد همه چی رو یادم رفته بود S-:، استاد اومـد بالا سرم دید که فقط 4 ،5 نمره جواب دادم جواب دو تا سوال 3 نمره ای ُ گف اما هیچی نفهمیدم [خنگ م خودتی خُ خوابم میومد دیگه "-:]، با بغض از کلاس اومـدم بیرون حساب کردم میان ترم که نـدارم ، پایان ترم نهـایت 5 تا 6 ،حضور در کلاسم 2 میشم 8 لطف کنه 9 بـده معـدلم تخم مرغی نشه D:
امـا خُـدایی دمش جیـززززززززززززززز نمـراتُ تو سایت که زدن رفتم دیدم شدم 12 :D [خوابم میومد خُ D: ]
خُ دیگه امِدوار کسی ازم نپـرسه ریاضی چن شدم [خوابم میومد خُ D: ]:)))
سلام سلام من اومـدم :*
مثِ همیشه حول الحـانـا
خُ میدونین امـروز حـالم خوبِ .این یوبوست نوشتاریم فهـلن خوب شـده ُ رفتم تو کـاره بیرون نوشتـاری..
به سرم زده اینجـا نوشتن روزانه هـامُ ادامه بدم امـا بـدو ن آرشیو .مهـلوم نیس شـایدم بـا آرشیو D:
پانیذ جون تولد عشقت مبـارک ..من میخواستم همون روز تبریک بگم امـا گوشیم lcdi ش سوخته شماره گوشیت هم حفظ نبودم ..از اون روز هم آنلاین نشدم تا امـروز ..خخوووولاصه یه عالمه شرمنـده
ای تووو روحِ این کلاسـای تابستونِ دانشگـاه یـا دانشجو میره استـاد نیس یـا استـاد میره دانشجو نیس ..ایشششششششششششششششششششش
اینجا اینقـدِ هوا گرمِ که خُـدا میدونه ..رسمن تخم مرغ آبپز میشه تو آفتـاب..والااااااااا D:
ادامه نوشت:
میدونم بـازم نیـازی به معـرفی هس یـا نه!!
در هر صورت بـازم خودمُ معرفی میکنم جهت آشنـایی بـا دوستـای جـدید
یک عـدد خـانوم کوچولو میبـاشم ( معمولن اهـالی ِ خانـدان به خـاطر اینکه کوچیکترم ازشون کوچولو صدام میکنن)
19 سالمه ..دانشجوی رشته حسـابـداری .دانشگـاه آزاد یکی از شهـر هـای استان گلستان .
تو همین استان گلستان هم زنـدگی میکنم امـا شهـر دانشجوئیم بـا محل زنـدگیم فرق داره .
هوووووووووم دیگه چی ؟
اینجـا یه وبـلاگ سـاده اس مثِ خودم خوشمــله (خودشیـفتـه هم خودتـی )
زندگی نقلی(!) قشنگی دارم
و در آخر اینکه اینجا برای من یک دفترچه ی خاطرات کاملا شخصی به حساب میاد و مطالبی که عموما اینجا درج میشه شاید هیچ عمومیتی نداشته باشه . در واقع میشه گفت یه کنج دنج هست برای ثبت لحظه های زندگیم .
بهــدشم عنوان وبلاگمُ به یـاد قـدیمـا عوض کردم :)
الی احسن الحـال..